وَاعْلَمُوا ۴۳۱ التوبة

اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿۸۰﴾ فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُوا أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ ﴿۸۱﴾ فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿۸۲﴾

آمرزش طلب کنی برای ایشان یا آمرزش طلب نکنی (یکسان است) ، اگر آمرزش خواهی برای ایشان هفتاد بار پس هرگز نیامرزد اللّه تعالٰی ایشان را این به سبب آنست که ایشان کافر شدند به اللّه تعالٰی و رسول صل اللّه وعلیه وسلم او و اللّه تعالٰی توفیق هدایت نمیدهد قوم نافرمان را ﴿ ۸۰ ﴾
شادمان اند این بازماندگان (ازجهاد) به نشستن خود برخلاف رسول اللّه صل اللّه وعلیه وسلم و بد میپندارند که جهاد کنند با اموال خود و به جانهای خود در راه اللّه تعالٰی و میگویند برای مردمان دیگر بیرون مروید در گرما (برای جهاد) بگو آتش جهنم سخت تر است در گرما اگر می فهمیدند (پس چنین نمی کردند) ﴿ ۸۱ ﴾
پس بخندند مدت اندک و بگریند مدت بسیار عوض داده میشوند به سبب اعمالی که میکردند ﴿ ۸۲ ﴾

[۸۰] در این آیت خطاب است به پیغمبر و مومنان و ترس برای منافقین است که استغفار آنها قبول نمیگردد - در ابتداء این آیت اختلاف است بعضی علماء گفته اند که مقصد در آن ناامید کردن است از مغفرت ایشان پس استغفار برای او بی فایده شد و در نزد بعضی علماء این اختیار دادن است حدیث بخاری دلیل است که این اختیار بود برای نبی صل اللّه وعلیه وسلم لیکن باز منسوخ شده است به آیت های (۸۴) و (۱۱۳) - (سَبْعِينَ) مراد به آن صرف هفتاد (۷۰) نیست بلکه بنابر اعداد اعراب این استعمال میشود برای بسیار بودن عدد سبع این نوع عددی است که مشتمل است بر تمام صفات عدد - از این وجه عرب برای بسیار بودن عدد سبع را ذکر میکنند و گاهی برای تاکید سبعین را ذکر میکنند و برای تاکید بیشتر سبعمائة را ذکر میکنند -
[۸۱] در این نیز تنبیه به منافقین است و چهار صفات قبیحه آنهاست مطلب صفت اول این است که نشستن از جهاد یک گناه است و مخالفت رسول اللّه صل اللّه وعلیه وسلم گناه دوم است و خوشی بر آن گناه سوم است و این مرض مبتدعین نیز است که به آن عملی که خلاف رسول باشد خوشی میکنند (الْمُخَلَّفُونَ) ایشان اگر چه باقی مانده بودند از جهاد لیکن این در حقیقت قهر و غضب اللّه تعالٰی بر ایشان است یعنی اللّه تعالٰی باقی گذاشت ایشان را چنانچه در آیت (۴۶) گذشت (خِلَافَ) به معنی مخالفت است و این مفعول له است یا به معنی خلف است (يَفْقَهُونَ) یعنی علم فرق دنیا و آخرت و از مشقت ها و نعمت های هردو و این علم حقیقی است به این وجه برایش فقاهت گفته شد -
[۸۲] این نیز تنبیه برای منافقین است و به آن امر مراد نیست بلکه خبر و تنبیه مراد است و همچنان (وَلْيَبْكُوا) با امر خبر مراد است و مراد از (قَلِيلًا) دنیا است و مراد از (كَثِيرًا) جهنم است و از ضحک و بکاء مراد معنی حقیقی آنهاست و احتمال است که مراد باشند از آن خوشی و غم ها -
فایده: خنده کردن بدون قهقه از نبی صل اللّه وعلیه وسلم و صحابه کرام ثابت است لیکن زیاده بودن آن از عمل احمق ها است -