وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿۶۷﴾ قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنَا مَا هِيَ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لَا فَارِضٌ وَلَا بِكْرٌ عَوَانٌ بَيْنَ ذَلِكَ فَافْعَلُوا مَا تُؤْمَرُونَ ﴿۶۸﴾
و وقتیکه گفت موسیٰ علیه السلام به قوم خود یقیناً اللّه تعالٰی حکم میکند شما را که ذبح کنید گاوی را - گفتند آیا میکنید با ما مزاق , گفت موسیٰ علیه السلام پناه می برم به اللّه تعالٰی که باشم از جاهلان ﴿۶۷﴾
گفتند دعا کن بما از پروردگار خود که بیان کند چند عمر دارد این گاو؟ گفت موسیٰ علیه السلام یقیناً اللّه تعالٰی می فرماید : یقیناً آن گاویست نه پیر ، و نه نوجوان - میانه حال است درمیان اینها پس بجا آرید آن چیز را که حکم میشود به شما ﴿۶۸﴾
[۶۷]این خباثت دوم را ذکر میکند که آنها به بهانه احکام اللّه تعالٰی را از خود می گشتاندند - حکم ذبح گاو به این مناسبت بود که معبود بنی اسرائیل بود که آن راذذبح کنند عقیده توحید آنها مستحکم معلوم خواهد شد لیکن اینها به نسبت ضعف چون چرا شروع کردند - ابن قیم در تفسیر خود به این اشاره کرده است که از سبب واقعه قتل امر کردن به ذبح گاو روایات اسرائیلی است - و ابن کثیر نوشته است که در مابین هردو واقعه چهل سال فاصله است - و در این آیت اشاره است که بالای اللّه تعالٰی دروغ بستن جهل بزرگ است - و انبیاء علیه السلام از این نوع جهل معصوم اند -
[۶۸] این بهانه های اینها است برای تاخیر انداختن حکم - پس اللّه تعالٰی حکم را برای ایشان مشکل ساخت و اینها که عبادت کدام گوساله را میکردند در آن نیز این صفات بود - ( لَا فَارِضٌ) آنکه پیر باشد و هم سن آن از بین رفته باشند - (بِكْرٌ) نوجوان که تا حال حمل نه گرفته باشد - خالص بچه خورد مراد نیست - (عَوَانٌ) دارای عمر درمیانه در بین فارض و بکر - (بَيْنَ ذَلِكَ) یعنی کامل در بین دو عمر است به یک طرف نزدیک نیست -