وَالْمُحْصَنَاتُ ۱۷۵ النِّســاء

أُولَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَمَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا ﴿۵۲﴾ أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لَا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا ﴿۵۳﴾ أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا ﴿۵۴﴾ فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا ﴿۵۵﴾

آن گروه کسانی میباشند که لعنت کرده بر ایشان اللّه تعالی و کسی را که لعنت کند اللّه تعالی پس هرگز نمی یابی او را مددگاری ﴿۵۲﴾
آیا ایشان راست حصه از پادشاهی پس در آن هنگام (اگر می بود حصه از آن) ندهند به مردم به مقدار نقطهٔ که بر خسته خرماست ﴿۵۳﴾
آیا حسد میکنند بر مردم (با مومنان) بر آنچه داده ایشانرا اللّه تعالی از فضلش ، پس به تحقیق داده ایم به آل ابراهیم علیه السلام کتابها و پیغمبری و دادیم به ایشان سلطنت بزرگ ﴿۵۴﴾
پس بعضی از آنها میباشند که ایمان آوردند به آن (به این فضل) و بعضی کسانی میباشند که روی گردانیده اند از او، و کافی است جهنم آتش افروخته شده ﴿۵۵﴾

[۵۲] این تخویف با عذاب است - و در این یک بدی آنها (لعنت) ذکر است در أُولَئِكَ اشاره است که این کارهای ذکر شده پیش سبب لعنت است -
[۵۳] وقتیکه از آنها به سبب این قبایح پیش نبوت و پادشاهی منتقل شد پس آنها بر آن بسیار عدم رضایت می کردند لهذا در این آیت سبب دیگر آنرا ذکر کرد و به آنها تنبیه داد و یک قباحت آنها را ذکر کرد که بخل است -
[۵۴] حسد این است که حسرت زوال نعمات دیگران را می کنند و این حرام است - غبطه ، حسرت کردن برای مثل حال دیگری برای خود - در حدیث شریف می آید که غبطه با دو مردم جایز است - یکی با عالم قرآن با عمل دوم با مال را در جای صحیح خرچ کننده - مطلب آیت این است که بر خاندان ابراهیم علیه السلام این نعمات را اللّه تعالی کرده است و این پیغمبر نیز از خاندان آن است پس چرا با او حسد می کنید (آتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا) اشاره به پادشاهی داود و سلیمان علیهماالسلام است و در این آیت یک قباحت آنها ذکر است -
[۵۵] این تنبیه و تخویف اخروی است - و اشاره است که در آنها دو گروه بزرگ ساخته شده است (صَدَّ) لازمی و متعدی (غیرلازم) هر دو استعمال می گردد اینجا پسندیده این است که لازمی است -