وَإِذَا سَمِعُوا ۲۸۹ الأنعام

وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاءَ بِهِ مُوسَى نُورًا وَهُدًى لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا وَعُلِّمْتُمْ مَا لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلَا آبَاؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ ﴿۹۱﴾ وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ﴿۹۲﴾

و قدر نه کرده اند اللّه تعالٰی را سزاوار قدر وقتیکه گفتند نازل نکرده اللّه تعالٰی بر هیچ بنده هیچ چیزی بگو که نازل کرده کتابی که آورده است آنرا موسیٰ علیه السلام روشنی و هدایت مر مردمان را (بنی اسرائیل) گردانیدید اورا ورق ورق اشکار میکنید آنرا و پنهان میکنید بسیار را و آموخته شدید آنچه نمیدانستید شما و نه پدران شما بگو اللّه تعالٰی باز بگذار ایشان را در سرگرمی باطل ایشان که بازی میکنند ﴿۹۱﴾
واین کتابی است که فرستادیم آنرا بابرکت تصدیق کننده آن کتابهای که پیش از این بود و تا بترسانی اهل قریه (مکه معظمه) را و کسانی را که گرداگرد آن ساکن اند و آن کسانیکه ایمان آوردند به آخرت ایمان می آرند به این کتاب و ایشان بر نماز خود محافظت میکنند ﴿۹۲﴾

[۹۱] از این آیت الی آیت ۱۰۴ باب پنجم است در این بسیار زجر هاست و ترغیب به قرآن است و پنج دلایل عقلی است (وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ) ربط اینست که ایشان (منکرین) میگفتند که تو اقتداء انبیاء علیه السلام را میکنی چرا اقتداء کلانها (مشرکان) و کتابیان را نمیکنی؟ حاصل جواب اینست که ایشان قدر اللّه تعالٰی را نمیکنند پس ایشان سزاوار اقتداء نیستند و این آیت تنبیه است به انکار از کتاب اللّه تعالٰی و بی قدری و بی عزتی اللّه تعالٰی است و انکار از رحمت اللّه تعالٰی است که آن انزال کتاب و بعثت رسول است - مَا قَدَرُوا به معنی معرفت ، تعظیم و توصیف کردن است (إِذْ قَالُوا) این تفصیل ناقدری است (مَنْ أَنْزَلَ الْكِتَابَ) ایشان سلب (قطع کردن) کُلیِ (کامل) کرده بودند پس جواب آن به ایجاب جزئی کافی است و این جواب لازمی است و نقض قول آنهاست (نُورًا) دلایل است (وَهُدًى) حکمت هاست (تُبْدُونَهَا) آنچه به طبیعت ایشان برابر بود آنرا اشکار میکردند و آنچه خلاف خواهش ایشان بود پنهان میکردند - واز این آیت اشکار گردید که کتاب اللّه تعالٰی را بدون ضرورت ورق ورق کردن منع است چنین قرطبی نوشته است (وَعُلِّمْتُمْ) اشاره است که به کتاب اللّه آن علوم حاصل میگردد که مخلوق علم آنرا ندارند و ربط است به نُوراً (اللَّهُ) این مفرد مراد نیست بلکه فعل پنهان به آن است یعنی انزاللّه ، ابن کثیر اینجا رد کرده است به ذکر اهل مفرد ( ثُمَّ ذَرْهُمْ) این ربط به قل است زجر به منکرین است بعد از الزام بر آنها (يَلْعَبُونَ) این جواب امر نیست بلکه حال است یا استیناف است مراد از این استهزاء و مسخره کردن است -
[۹۲] این ترغیب به قرآن است به بیان پنج صفات بعد از تورات یعنی که آنرا کتاب منزل میدانید پس این قرآن را نیز منزل بدانید (مُبَارَكٌ) نیشاپوری گفته است که خیر آن بسیار است و نفع آن بسیار است و سبب کارهای نیک و منع کننده از کار های بد است و طریقه اللّه تعالٰی جاری است که کسی تفتیش علوم قرآن را میکند و به آن تمسک می ورزد عزت حاصل میکند در دنیا و سعادت حاصل میکند در آخرت و تجربه آن شده و صحیح ثابت شده (مُصَدِّقُ) از سببی که مشتمل است بر توحید و پاک بودن از شرک به اللّه تعالٰی و بر بشارت و انذار و این مضمون کتب الهیه پیش است (أُمَّ الْقُرَى) شربینی گفته است که این قبله تمام دهات است و مجمع آنهاست و دارای شان اعظم است یا اینکه تمام زمین از اینجا پخش شده است یا بیت اولی برای عبادت مردم است (وَالَّذِينَ) به این وجه است که کسی به آخرت ایمان دارد پس به عاقبت آن فکر میکند و به همین وجه ایمان به قرآن و نبی دارد (وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ) این را خاص ذکر کرد از سببی که آن علامت ایمان است -