وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انْظُرُوا إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿۹۹﴾ وَجَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ ﴿۱۰۰﴾ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُنْ لَهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿۱۰۱﴾
و خاص اللّه تعالٰی او ذاتیست که فرود آورد از آسمان آب را پس بیرون آوردیم به سبب آن آب رستنی هر چیز را پس بیرون آوردیم از آن سبزه را بیرون می آریم از آن دانه ها بالای یکدیگر و از خرما از شگوفه آن خوشه های خمیده نزدیک و باغهای انگور و زیتون و آنار را مانند یکدیگر (برگ های آنها) و غیر مانند (میوه های آن) بنگرید به میوه درخت چون بار آرد و بنگرید به پختگی او هرآئینه در این نشانهاست مر قومیکه را که ایمان دارند ﴿۹۹﴾
و میگردانند به اللّه تعالٰی شریک جنها را حال آنکه اللّه تعالٰی آفریده است ایشانرا و میسازند (به دروغ) برای او پسران و دختران به نادانی پاک است اللّه تعالٰی و بلند است از آنچه بیان میکنند (درصفت آن) ﴿۱۰۰﴾
بی مثال آفریننده آسمانها و زمین است چگونه باشد او را فرزند و حال آنکه نیست او را زن و بیافرید هر چیز را و اوست به هر چیز دانا ﴿۱۰۱﴾
[۹۹] این دلیل عقلی دیگر است به این دلیل وسطی گفته میشود در این پنج چیز برای وجود انسان ذکر است (۱) حَب برای غذا است (۲) نخل برای غذا و تفکه هردو است (۳) اعناب برای تفکه و مشروبات حلال (۳) زیتون برای تیل (۴) رومان برای دوا این اصول تربیت است (مِنَ السَّمَاءِ) مراد از سماء ابر است یا سماء به معنی خودش است (مُتَرَاكِبًا) واز این خوشه گندم ، جو و جواری و غیره مراد است - (مِنْ طَلْعِهَا) طلع اولین چیزی که از میوه خرما اشکار می گردد و به آن کفریٰ نیز گفته میشود (دَانِيَةٌ) بر بیننده اشتباه میشود مگر در میوه مشابه نیست (لَآيَاتٍ) دلایل توحید و بعث البعدالموت است (يُؤْمِنُونَ) مراد از این اجابت کنندگان اند یا ایمان داران بر خالقیت اللّه تعالٰی -
[۱۰۰] این تنبیه برای کسانیست که پیران و اولیاء و ملائیک را با اللّه تعالٰی شریک می گردانند این عطف بر فعل پنهان است یعنی اقرواللّه بما تقدم ذکره و جعلوا اه (اقرار میکنند به کارهای پیش اللّه تعالٰی ولی با آن شرک میکنند و در این رد است بر مشرکین بالجن و الانس و باالملائیک (شُرَكَاءَ) این شرک باالجن به طرایق مختلف است قول زنادقه این است که شیطان خالق شر است و برادر اللّه تعالٰی است و قول حائطیه معتزله این است که اللّه تعالٰی اول ابلیس را پیدا کرد و باز برای او تدبیر عالم را سپرد و قول جن در سوره جن دلیل بر شرک بالجن است (وَخَرَقُوا) به معنی دروغ گفتن است و این تعبیر از سببی ذکر است که پیدایش پسران و دختران پاره شدن و تجزی میخواهد -
[۱۰۱] این دلیل برای سبحانه است به بیان کلمات توحید ، در این پنج کلمات توحید است (بَدِيعُ) اشاره است که در پیدایش آسمانها و زمین به مثال قبلی محتاج نیست پس به شریک و ولد محتاج نیست و در این آیت هر پنج جمله برای رد عقیده ولدیت است (وَلَمْ تَكُنْ لَهُ صَاحِبَةٌ) در این اشاره است مردمی که به اللّه تعالٰی نسبت ولد کرده اند ایشان برای اللّه تعالٰی عقیده زوجیت نداشتند (كُلَّ شَيْءٍ) و ولد خالق مخلوق شده نمیتواند بلکه در هردو مجانست شرط است و از کل شی آنچه مراد است که مخلوقیت آن از شان او باشد پس ذات و صفات و کلام اللّه تعالٰی در آن داخل نیست (وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ) یعنی علم بکل شیء صفت خاصه اللّه تعالٰی است و اگر ولد داشته باشد پس لازم است که او در این صفت شریک باشد از وجه مجانست آن -