وَمَا مِنْ دَابَّةٍ ۵۰۵ هود

وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ ﴿۶۷﴾ كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا أَلَا إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلَا بُعْدًا لِثَمُودَ ﴿۶۸﴾ وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ ﴿۶۹﴾ فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ ﴿۷۰﴾

و گرفت ظالمان را صدای هولناک پس گشتند در خانه های خود مردگان روی به زمین ﴿ ۶۷ ﴾
فنا شدند گویا هرگز نبودند آباد آنجا اگاه باش هرآئینه قوم ثمود کفر کردند به پروردگار خود اگاه باش هلاکت است مر ثمودیان را ﴿ ۶۸ ﴾
و هرآئینه آمده بودند ملائیک ما به ابراهیم علیه السلام به بشارت ایشان گفتند سلام بر تو او گفت سلام بر شما باد پس درنگ نکرد تا آنکه آورد گوساله بریان ﴿ ۶۹ ﴾
پس چون دید که دست های ایشان نمیرسد به طعام ناآشنا پنداشت ایشانرا و در دل او آمد از ایشان ترسی گفت مترس هرآئینه ما فرستاده شده ایم بسوی قوم لوط علیه السلام ﴿ ۷۰ ﴾

[۶۷] وقتیکه ایشان به آواز ها و صداهای خود بی عزتی صالح علیه السلام را کردند که آن در این سوره ذکر بود ، پس عذاب صیحه ذکر شد و تحقیق دیگر در تفسیر سوره اعراف ذکر شده است (جَاثِمِينَ) در این به سه حالات اشاره است - اول از سبب هیبت روی به زمین افتیدند ، طاقت ایستاده شدن را نداشتند ، سوم مردند -
[۶۸] (كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا) برای فنا کردن قریه اشاره است (كَفَرُوا رَبَّهُمْ) این سبب عذاب است (أَلَا بُعْدًا) جملیه خبریه بعد از عذاب آنها است یا جمله دعائیه در باره قیامت است -
[۶۹] این واقعه چهارم است تعلق به دعوی دوم سوره دارد که علم غیب خاص برای اللّه تعالٰی است از سببی که ابراهیم علیه السلام از حال مهمانان خبری نداشت (وَلَقَدْ) واو عطف دلالت میکند که مقصد اصلی همه قصه ها یکی است که اثبات توحید است وتاکید لَقَد را برای این ذکر کرد که در مسئله علم غیب بسیار شک منکرین بود پس رد ایشان با این واقعه میگردد ، با لفظ (رُسُلُنَا) مقصد آمدن ایشان را ذکر کرد که خاص پیغام آوردن است و در آیت (۵۱) سوره حجر و در آیت (۲۴) سوره ذاریات ضَیفَ ذکر کرده بود زیرا که به فکر ابراهیم علیه السلام مهمانان بودند - (بِالْبُشْرَى) مژده هلاکت قوم لوط علیه السلام یا مژده ولد یعنی مقصد آن بشری بود لیکن پیش از بشری سلام و طعام را ذکر کرد - در آیت اشاره است که سلام کردن طریقه همه ملائیک و انبیاء است (سَلَامٌ) با پیش دلالت میکند به دوام و همیشگی (زیرا که جملیه اسمیه است) پس این پسندیده است از (سَلّمًا) که با زبر است پس جواب حسن شد از سلام و (سَلّمًا) مفعول برای فعل پنهان است سلّمنا سلامَا یا مفعول برای قالوا است (أَنْ جَاءَ) یعنی حتّی جاء یا لفظ من پنهان است -
[۷۰] (لَا تَصِلُ) کنایه از نخوردن است (نَكِرَهُمْ) زیرا که طریقه سنت برای مهمان اینست که زود آغاز به خوراک کند و دعوت را قبول کند و ایشان مخالف این طریقه را کردند (خِيفَةً) ترس ضرر و تکلیف رساندن (قَالُوا لَا تَخَفْ) اگر سوال شود که ملائیک چگونه دانستند به ترس دل ابراهیم علیه السلام که علم غیب است؟ جواب اینست که از آیت (۵۱) سوره حجر اشکار است که ابراهیم علیه السلام به زبان خود اقرار آنرا کرده بود (لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا) یعنی ما برای نقصان و ضرر شما نیامده ایم برای ضرر و نقصان لوط علیه السلام آمده ایم (أُرْسِلْنَا) دلالت بر این میکند که ملائیک بودند و ملائیک خوراک نمی کنند پس ترس ابراهیم علیه السلا به این زایل شد (إِلَى قَوْمِ) این مقصد دوم ارسال ایشان است -